تبليغاتX
کربختیاری
تاریخ .فرهنگ وشعر بختیاری
 

تو کِه رَهدی بدون مَندیر داری

یه بی تاوِ یِکَم دلگیر داری

توکه دایِم زَهُو فِرگ فِراری

قرارِس بو  یِدَم مِن بیقراری

بپرسی حالِسِه کُفر خدا نی

هُو قلبِس واتُونه اِز تو جِدا نی

حَلا که دلبری دلگیر داری

به دست و زون و جون زِنجیر داری

حَلا که قلب هو وابیده حونت

زِصُو زی تا پسین هی داره بونت

خدا قهرِس ایا اَر واس نخندی

درِ غمنِه به ری دنیاس نبندی

 

|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در یکشنبه 12 مهر1388  |
 

اِی کِه داغ سَر دِلِه داس باکِه داغ نا بِه دِلُم

لِشت تا خُو کِه اسیر آبوم اُسُو کرد وِلُم

دیدُمِس داشت تیف تیلو کِرد پَ بُگُو

تُربِنِه ایتَپنی زِ غَم وُ بَعدِسَم ناس بِه مُلُم

مُوسی هُو پَ هُو سی کی وا مُوچینُو دَنگ ایکنه

آهِ  سَردُم دینِسِه  اَما که خُم  زیرِ گِلُم

اَر  هَمِه دنیا زِخُم بو زیرِ  پِیمون  ایزَنُم

آرمون مَنده به جونم که بشینی به کِلُم

راست و ریت وات تا ایکِردُم مار اُفتین آبیدی

چه کشییُم مُوزِدستِت خُم ایدونُم و دلُم

|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در دوشنبه 7 اردیبهشت1388  |
 

مُودلُم سی یُو ایسوسِه که یِه روز

نَکُنی   یادُمِه   با     زونِ    وفا

هَمِس ایتَرسُم بُوَستُم مُو زِتیت

نَنی  فَرقی  با  مُو و خلق خدا

نَرسِه  روزی بِگَردی  و  بُگوی

که  فِلونی وا دلُم  کِرده  جفا

واپَسِه  خاطِرِه شیرین  خُمون

خاطِرُم تَهل کُنی چی طومِه دوا

مُو  نَدارُم چی زِ دنیا غیرِ  تو

که خُوتم اِز سَرِه مُو هِستی زییا

|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در سه شنبه 1 اردیبهشت1388  |
 اشعار من به زبان بختیاری
  

اِی که دِینُم بِگِرِت و کور و پیرت بُکنه

اِی که جور خُوت یکی الهی گیرت بکنه

ای همه جَور و جفانه کی یاد داده به تو

که سَرِه بخت مو هو ایطَوی شیرت بکنه

تا به نُفتِت یِه دَمون بوی ازادی رسی

با یه  زَنجیر بیایه  که  اسیرت  بکنه

هِی هُو زَرجِت بِدِه و هی بکشی حسرت و آه

صد خشانت به تَنِه مخمله جیرت بکنه

نَبَرِه به ریت نماز و نخوره به میت قسم

اُسو نه که یاد مو از خوت به دیرت بکنه

       

 بسوسِستُم وُدیلاقُم تو نِیدی

 گُروسِستم  شَوِ تارو  تونِیدی   

سخن اِز عشق نه بین ما دوتابی 

 بدونسِتُم دلِه زارُم تو  نیدی  


 چند شَوِه یا به خَوُم سیس بیقرارم

دردُ دل تِیس ایکنم اِز حالِ زارُم

دوشوی خَوسِه دییُم تِی تُل بلنده

مِینا سَوزی کِرد به وَرسیم هِی ایخنده

(ادامه دارد)


هیچ تِی خُت ایگویی سُوته دلم چه وابیده

یِه دمون هیچ نظر به حال تنگس تابیده

محسن ایطور نَگُ زی به زَِوونِت گَم بزن

مِنِه ویرس شایَدم مُدوم فکر ما بیده


وِلم کِردی گیریوستم زِِدینت

به گِل پِنگ ایوَنُم وُ یام بدینت

ایریزُم حرصِِ خینی جا گِلِ پات

نریسِه هیچ زمون یه تُک زِ خینت

سراغت وا زِ گلزار مُو بُپُرسُم

تُونه با لیلی و شیرین بدینت

نسیم بُم که تو قهر کِردی با مُو

الامحسن فدایِ قهر و کینت 

(ادامه دارد)


کی دیدَک بِرنُو پِرُو لیلِس خَل آبو

کی دیدَک که اَو زِلال پُر کَزَو آبو

اَر بِرُم ری به شمال دریاس ایبوحُشک

خَو وُخَو رَه بخت مُو تاکی شق آبو


 زِ کُه کُهتُر  آبیمُ و  زخم پُر تنُم

گیلو خَردُمُ و  خاک و خُل مِن تَلُم

حَواسُم مِنِه کُهتُر آبیدنَم تِی توبی

مَحالِ زِ عشقِس خدا دل  کَنُکم


اِز روزی که تو رهدی قاش وَست مِن خاکِ گلدون

برکت اِز مالمون رَه غم  اِویدَک  پر  دلامون

تو که رَهدی  اَفتَوَم  بام  وَست  سَرِِ  لج

قَلِه هانه زِی تمام سُه تَش نَها زیر وارگَهامون


چی چویلِ حُشکِ بی پَر هِنی هم مندیر بهارُِم

پیکرِ بی جونِ  لَک  هام  دنگلادوزِن  به  دارُم

قاش وَندَک چیلُم اِی دادبس که بی دُنگ نشستُم

بِهل  تا  مردم  بدونِن  اِز  قرارِ  بی  قرارم


ز بیخ تَش نادی بِم چی خار و هیوِه

زِ تیت وَستُم مُو دی چی کهنه گیوه

سزایِ  مُو  نَبی دِینُم  به ناتِه

خدا  دونه زِِ عشقم  زارُ و لیوِه


تو دونی دردِ  عشق با مُو چه ها کِرد

بُوُردُم وُرمِنِه صحراوُ بی قاطُق رها کِرد  

به لُو تشنه نَگوین دریایی هم هِست  

که  او  دریا  چینُو  یُن  مبتلا  کِرد


|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در دوشنبه 27 خرداد1387  |
 علیمردان خان بختیاری
.

علیمردان خان

علیمردان خان از رؤسای ایل بختیاری در جنوب غربی ایران بود که با ارتش رضاشاه درگیری داشت.

مرگ علیمردان خان تأثیر زیادی بر ایل بختیاری گذاشت تا حدی که دلیری های او در میدان جنگ بمیانِ مثلها و شعرهای بختیاری نیز راه یافت و آهنگسازان برای او ترانه شیرعلیمردان را ساختند.

 پیشینه

فرزند بی بی مریم، معروف به سردار مریم بختیاری و علیقلی خان چهارلنگ بود. مادرش بی بی مریم، دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری بود. بی بی مریم در جنگ اول جهانی که بخش‌هایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد. پدرش در جوانی در اثر توطئه ای فامیلی وفات یافت. علیمردان خان، کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت تا اینکه در سال ۱۳۰۲ خورشیدی بعد از مجزا شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمد علی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند.

وی پس از چندی بر علیه دولت رضاشاه شورید و بختیاری و شمال خوزستان را تصرف کرد اما نهایتا با تهاجم ارتش و پا در میانی دیگر خوانینِ بختیاری پس از یکسال جنگ در قه فرخ حاضر به صلح و تسلیم شد و به زندان قصر منتقل گردید. سرانجام درسپیده دم سال 1313 خورشیدی و برخلافِ امان نامه ای که رضاشاه صادر کرده بود در برابر جوخه اعدام قرارگرفت.

منابع

  • موسیقی و ترانه های بختیاری – کاظم پوره - چاپ نخست
برگرفته از «ویکی پدیا>
 
|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در شنبه 25 خرداد1387  |
 شاپور بختیار
ثبت‌نام برای شرکت در ویکی‌مانیا ۲۰۰۸ شروع شده‌است.

شاپور بختیار

شاپور بختیار (زادهٔ ۱۹۱۴ یا ۱۹۱۵- درگذشتهٔ ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ برابر ۶ اوت ۱۹۹۱) سیاستمدار ایرانی و آخرین نخست‌وزیر محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران، بود.

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در شنبه 25 خرداد1387  |
 صمصام السلطنه

صمصام السلطنه

 

 
 
نجف‌قلی خان ، صمصام السلطنه
نجف‌قلی خان ، صمصام السلطنه

نجف‌قلی خان بختیاری از سران ایل بختیاری و دو دوره رئیس‌الوزرای ایران. او فرزند حسینقلی خان ایلخان بختیاری و حاجی بی بی مهرافروز بود و در ۱۲۲۹ متولد شد. پس از مرگ پدر در ۱۲۸۱ از مظفرالدین شاه لقب صمصام‌السلطنه و مقام ایلخانی گرفت. صمصام‌السلطنه در جنبش مشروطه به مخالفان محمدعلی‌شاه پیوست و با برادر خود علیقلی خان سردار اسعد همراه شد. او به همراه سواران مسلح بختیاری اصفهان را تصرف کرد و حکومت اصفهان را در ۱۳۲۶ به‌دست گرفت. در ۱۲۸۹رئیس‌الوزرا شد و تا ۱۲۹۱در این منصب باقی ماند. مسئله اولتیماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوستر مستشار امریکایی مالیه در زمان تصدی او پیش آمد. او بر خلاف مجلس از موافقان پذیرش تقاضای روس‌ها بود. او بار دیگر در سال ۱۲۹۷ به مدت چهار ماه به نخست‌وزیری رسید و زمانی که احمدشاه فرمان عزل او را صادر کرد، مدتی حاضر به پذیرفتن نبود و خود را نخست‌وزیر می‌دانست. در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی به نمایندگی تهران انتخاب شد. در سال ۱۳۰۰ هنگامی که کلنل پسیان در خراسان قیام کرده بود حکومت خراسان به وی پیشنهاد شد ولی او به خراسان نرفت. در ۱۳۰۸ نیز برای مدتی کوتاه به فرمانداری چهارمحال منصوب و به حل اختلافات در این منطقه مأمور شد. او در سال ۱۳۰۹ در اصفهان درگذشت و در تكيه میرفندرسکی در تخت فولاد اصفهان بخاك سپرده شد.

منبع

Bakhtiari Family

برگرفته از «
|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در شنبه 25 خرداد1387  |
 علیقلی خان سردار مشروطیت

علیقلی خان سردار اسد

 


علیقلی خان بختیاری معروف به سردار اسعد (۱۲۷۴ هجری قمری - ۷ محرم ۱۳۳۶ هجری قمری) از رؤسای ایل بختیاری (و خودش از طائفهً بهداروند) و از فاتحان تهران در جریان انقلاب مشروطه در ایران.

 زندگی

 
حاج علیقلی خان ، سردار اسد
حاج علیقلی خان ، سردار اسد

علیقلی خان سردار اسعـد بختیاری، سومین فـرزند حـسیـنـقـلی خان هفت لنگ ایلخانی است. او پس از کـشته شدن پـدرش به دستور ظل السلطان، یکـ سال در زندان ظل السلطان بسر برد و خانوادهً آنها تا زمان بـه قـدرت رسیدن اتابک در انزوا بسر می‌بردند. اما با بـه قدرت رسیدن علی اصغر خان اتابک اعظم (امین السلطان)، باز ستاره ًاقـبال آنها درخـشید و برادرش اسفـندیارخان (سردار اسعـد اول)به سمت ایلخانی بخـتیاری و علیقلی خان به فـرماندهی سواران بـخـتیاری در تـهـران منصوب شد. در واقعه قـتـل ناصرالدین شاه، ماًمور نظم تـهـران گـردید و در زمان مظفرالدین شاه نیز با عنوان سرتیپی در فرماندهی سواران بـختیاری سرتیـپـی باقی بود. در سال ۱۳۱۴ هـجری قـمری هـزار تومان مـقرری برای او به پاس وفاداریش به دولت تعـیـین گـردید. مدتی نیز به عـنوان ایلخانی بخـتیاری از جانب مظفرالدین شاه انـتخاب شد. اما در این سمت با رقابت شدید برادرش نجـفـقـلی خان صمصام السلطنه که از او بزرگـتر و طبق پـیمان نامه‌های سران ایل، ایلخانیگـری از آن او بود، مواجه شد و کناره گـرفت.

او بعـد از عـزل اتابک دیگـر به گارد سلطنـتی مراجعـه نکرد و بـیشتر اوقات خود را در بـختیاری می‌گـذراند. در سال ۱۳۱۸ هـجری قـمری به هـندوستان و مصر سفر کرد و به زیارت مکه نائـل گـردید و سپس عازم پاریس شد. دوسال تمام در پایتخت‌ها و شهـرهای مهـم اروپا زندگـی کرد و به عـضویت فرماسونری درآمد.

او در سال ۱۳۲۰ هـجری قـمری به تهـران آمد. در سال ۱۳۲۱ هـجری قـمری که اسفـندیار خان، برادر بزرگـش فوت کرد، راهـی بخـتیاری شد و بـین برادران و عـموزاده‌هایش (فرزندان حاج امامقـلی خان) صلح و آشتی برقـرار کرد. در سال ۱۳۲۲ هـجری قـمری به پـیشنهاد عین الدوله از طرف مظفرالدین شاه لقب سردار اسعـد و نشان حمایل به وی داده شد و ماًمور نظم لرستان گـردید.در این مسیر پر پیچ و خم نیز از حمایت های سردار میهن پرست و شجاعش سید عبدالحسین شیرمردی بهره می برد.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در شنبه 25 خرداد1387  |
 تاریچه ای صریح از بختیاری
 

تاریخ بختیاری

 برگرقته شده از منابع معتبر

این مقاله در باره ایل بختیاری است. برای دیگر کاربردهای واژه «بختیاری» به بختیاری (ابهام‌زدائی) بروید.

 

**** لطفا برروی ادا مه مطلب کلیک کنید.****

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در دوشنبه 20 خرداد1387  |
 لباس مردان بختیاری
 رقص بختياري
|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در یکشنبه 19 خرداد1387  |
 اشعار داراب افسر بختیاری

به زبون ’گد كه برو، چَشمِس اِگد: واس ، مَرو

 

مو دودل  مَندم  و حيرون  مِنِه  ئي  بوك ومگر

 

آرمون   سي ’يو  كه  روزي   بنشينم  به  كِلِت

 

ز  سر     پات    ببوسم   بروه     تانوك    سر

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در دوشنبه 13 خرداد1387  |
 طایفه بابادی
 Ilkhani

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 بابادی

شجره نامه ایل بابادی

بابادی یکی از ۴ طایفه بزرگ هفت لنگ بختیاری که دارای زیر شاخه‌های بابادی عالی انوری، آرپناهی، عکاشه، گله، پبدنی، احمد محمدی، راکی، شهنی، نصیر، ململی و ایل گمار تشکیل شده که محل سکونت اصلی آنها در کوهرنگ بختیاری، مسجد سلیمان، ایذه، اردل، لالی و شوشتر می‌باشد.

 تاریخ

ریاست طایفه بابادی به عهده مهدی خان بابادی فرزند بزرگ تقی خان بوده است.

بابادی ها نیز مانند سایر بختیاری‌ها به ییلاق و قشلاق (سردسیر و گرمسیر) كوچ می كردند. ییلاق شان در استان چهار محال بختیاری شامل پردنجان، گوجان و كوهرنگ است. ریاست این مكان‌ها را نیز مهدی خان بر عهده داشت. قشلاقشان در استان خوزستان شامل مهدی آباد،تراز؛ دشت ده، قلعه میدان، جاستون شه، كالك شوران؛دره بوري ؛ در حومه شهرستان لالی می باشند. منطقه‌ی مهدی آباد را به نام ایشان نام نهاده‌اند.

در جریان اصلاحات ارضی در دوره محمدرضا شاه پهلوی اراضی گوجان و پردنجان را از خان‌ها گرفته و در بین رعیت‌ها تقسیم نمودند. این واقعه در زمان نوادگان مهدی خان اتفاق افتاد.

شيرعلي خان دژی واقع در دشت ده بنام دز قلعه میدان (استان خوزستان) داشته‌اند كه آثاری از آن به جا مانده و اكنون محل اقامت اولادمهري بابادي می باشد. شیرهای سنگی بر مزار مهدی خان و پدر او تقی خان در پردنجان به عنوان آثار باستانی ثبت شده‌اند.

بعد از وفات مهدی خان فرزند بزرگش محمدكریم خان و نوه ایشان علیدوست خان زمامداری امور را بر عهده گرفتند در این دوران ایل آرپناهی از دادن مالیات به علیدوست خان سر پیچی نمودند و به دستور علیدوست خان ایل آرپناهی را غارت نمودند و بعد از مدتی فردی ناشناس از این ایل به صورت پنهانی وی را كشت و به دستور محمدكریم خان بر اساس حس انتقام جوئی و قصاص خون علیدوست خان چندین نفر از ایل آرپناهی را كشتند و سر انجام پس از فوت محمد كریم خان ریاست به جهانگیر خان و فرامرز خان كه از نوادگان برادر مهدی خان بودند رسید.

شجره نامه ایل بابادی

 

|+| نوشته شده توسط محسن میرزایی در یکشنبه 12 خرداد1387  |
 
 
بالا